منازعات سرکش( intractable conflict) بین ایران و آمریکا؛ درنگی آینده نگرانه
در خصوص تحلیل روابط ایران و آمریکا عبدالله شهمیر شورمستی نظرات پرفسور علی کریمی مله ، استاد تمام دانشگاه و چهره علمی و دانش پژوه علوم سیاسی ایران و جهان را جویا شد که استاد در بخش اول یادداشتی از منازعات سرکش بین دو کشور را ارائه کرد.
با قدرت یابی دوباره ترامپ و رسیدن به جایگاه ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا، چگونگی روابط این کشور با ایران در کانون توجه و تحلیل سیاست پژوهان و سیاستمداران دو طرف و حتی جهان واقع شده و طبق معمول الگوهای خوش بینی، بدبینی و واقع بینی در برابر همدیگر صف کشیده اند. این یادداشت با الهام از ایده و مفهوم “منازعات سرکش یا رام ناشدنی”، مناسبات آمریکا و ایران پس از انقلاب اسلامی را در این چارچوب جایابی نموده و در نتیجه از خوش بینی فاصله پیدا می کند و با پرهیز از بدبینی مطلق، حل آسان و کوتاه مدت آن را عاری از توجه به ماهیت این نوع منازعات می شناسد. چند گزاره زیر برای رساندن مقصود تقریر می شود:
1- سیاست و روابط بین المللی خدایی دو چهره است که یک سوی کم فروغ آن مصالحه، ائتلاف و همسازی و سوی دیگر اما پررنگ آن اشکال گوناگون منازعه، جنگ و ناهمسازی است. به باور دانشوران منازعه وضعیتی است که در آن دو یا چند طرف می پندارند اهداف، خواسته ها، باورها، ارزش ها، آرزوها، کنش ها و احساسات ناسازگار دارند که به طور همزمان نمی تواند محقق شود. به بیان دیگر وضعیت منازعه زمانی است که دو طرف باور دارند اهداف، راهبردها، سیاست ها و کنش های ناهمسو داشته و طبق پنداشت های خود “اقدام” می کنند. برخی از منازعات که منازعات سرکش نام می گیرند، ویژگی های متمایزی با خود حمل می کنند که افق های حل آنها را تیره نشان می دهد.
2- پرسش های زیادی در باره این نوع منازعات حائز توجه هستند مانند اینکه ماهیت منازعات سرکش/ رام ناشدنی چیست؟ دلایل و زمینه های تطویل آنها کدام است؟ شرایط و فرآیندهای روانی-اجتماعی که منجر به بروز منازعات سرکش می شود کدامند؟ پویایی های روانی-اجتماعی که پس از بروز این گونه منازعات، زمینه ساز گسترش آنها می شود چیست؟ و برخی پرسش های دیگر که این یادداشت فقط با تمرکز فشرده بر پرسش نخست می کوشد، بر آینده کوتاه برد این نوع مناسبات درنگ کند.
3- از کلیت مطالعات منازعات سیاسی، این ویژگی های اساسی برای منازعات سرکش قابل فهم است:
– این نوع منازعات درازمدت و طولانی هستند.
– بسامد کاربرد انواع خشونت در منازعات سرکش زیاد است.
– منازعات سرکش پیچیده و چندوجهی بوده و حل و فصل آنها بسیار دشوار و هزینه بر است و نیاز به زمان زیاد و سرمایه گذاری بزرگ دارد.
– به علاوه این گونه منازعه ها کلی و فراگیر هستند و تنها به یک مورد و موضوع خاص محدود نمی شوند، بلکه پهنا و ژرفای تضاد بین طرف های مناقشه زیاد است.
– از همه مهم تر اینکه تضادهای حل نشدنی از دیدگاه طرف های منازعه، وجودی و هویتی تلقی می شوند. این تضادها اهداف، خواسته ها و ارزش های بنیادین پنداشته می شوند که برای وجود یا بقای طرف ها ضروری هستند. به بیانی دیگر موضوع های اختلافی طرفین، محوری و بنیادین بوده و از اختلافات سطحی و گذرا بسی فراتر می رود. بدیهی است وقتی اهداف ناسازگار، بنیادین و وجودی تصور شوند، منازعه معمولاً پرشدت می شود اما وقتی اهداف حاشیه ای و سطحی پنداشته شوند، از شدت و عمق منازعه کاسته می شود.
– سرانجام اینکه منازعات رام ناشدنی به عنوان مناقشه ای با حاصل جمع جبری صفر شناخته می شوند. این نوع منازعات، درگیری های همه جانبه، بدون امکان مصالحه و با پایبندی به تمام اهداف اصلی شناخته می شوند. هر دو طرف نتیجه را با مجموع صفر میبینند. بدین معنی که در آن هر چه یک طرف بیشتر به دست آورد، سهم طرف دیگر کمتر خواهد شد. هر طرف فقط بر نیازهای خود تمرکز می کند و به کل مجموعه اهداف پایبند است و آنها را برای بقای خود ضروری می داند و بنابراین هیچ یک از طرفین آمادگی مصالحه ندارد یا امتیازاتی اساسی برای طرف مقابل در نظر نمی گیرد، بلکه با بسیج همه منابع می کوشند رقیب را کاملاً شکست دهند و تمام کیک قدرت را تصاحب کنند. خواسته ها و ارزشهای مورد نظر مانند تابویی است که نقض آن، نقض قوانین اساسی اخلاقی و خلاف قرارداد و ناموس اجتماعی تلقی میشود. به علاوه طرف های درگیر در منازعات سرکش هرگونه تحمیل خسارت و زیان به طرف دیگر را پیروزی و دستاورد خود تلقی می کنند و برعکس هرگونه دستاورد و پیروزی طرف های دیگر را به زیان خود می بینند. بدیهی است چنین شناسه هایی سبب افزایش تنش و کاهش تمایل به تنش زدایی می شود.
4- ماهیت منازعات ایران و آمریکا از سنخ منازعات سرکش و رام ناشدنی محسوب می شود که دست کم از آغاز انقلاب اسلامی به درازا کشیده و وجوه و مصادیق آشکاری از کاربرد اشکال گوناگون خشونت فیزیکی و ساختاری بر علیه یکدیگر را تجربه نموده است. -موضوع آغازگر خشونت و ناهمپایگی دو طرف موضوعی مستقل است که باید در جای خود بدان پرداخت-. موضوع منازعه تک موردی نیست بلکه کلی و چندوجهی است و از همه مهم تر آنکه وجودی/هویتی است. برای ای
الات متحده مسئله امنیت خود و هم پیمان راهبردی خاورمیانه ای آن یعنی اسرائیل موضوعی کانونی و برای جمهوری اسلامی ایران نیز موضوع منازعه از اساس هویتی است که در سایه آن از نگاه طرفین، بازی با حاصل جمع صفر تعریف می شود به گونه ای که هیچیک از طرفین رضایت نمی دهد تا رقیب به کمترین بهره و دستاوردی نائل شود. هم در سطح داخل هر دو جامعه- بازها در ایالات متحده و رادیکال ها در ایران- و هر در سطح منطقه- اسرائیل، عربستان سعودی، ترکیه، آذربایجان و غیره- و جهانی- روسیه و چین و در مواردی اروپا- نیروها و بازیگرانی یافت می شوند که از تداوم منازعه سود هنگفت و راهبردی می برند در نتیجه از هیچ کوشش آشکار و پنهانی برای ناکام سازی فرایند تنش زدایی بین طرفین فروگذار نمی کنند.
5- با رعایت همه لوازم احتیاط علمی می توان بدین گزاره استنتاجی اشاره نمود؛ تا زمانی که دگرگونی بنیادین در ماهیت منازعه بین ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران رخ ندهد، و منظومه نگرش، بینش و کنش نوینی در سطوح داخلی دو کشور و در سطح منطقه ای و بین المللی ترسیم نشود و طنین صدای مخالفان تنش زدایی، بلند و حضور و قدرت اثر گذاری اشان نافذ و تعیین کننده باشد و جامعه مدنی داخلی و جهانی نحیف و صدایش نارسا و ناموزون باشد، با آمد وشد دولت های دو کشور تأثیر ژرف و راهبردی در مناسبات پرنوسان دوجانبه رخ نخواهد داد و حداکثر می توان نرمش های گذرا، کوتاه برد و صدالبته لغزان و ناپایدار را انتظار داشت. به گواهی تجربه های زیسته بشر، تغییرات دوران ساز تصادفی رخ نمی دهد بلکه به برداشتن گام هایی استوار از سوی رهبران سیاسی عملگرا، بلندنظر و صلح جو و همراهی جامعه مدنی تنومند، آگاه و زمان شناس نیازمند است. * **