مازندران 12 خرداد 1405 - 5 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 16 دقیقه
کپی شد!
0

تبيين مدل دانشگاه كارآفرين پایدار سبز در دانشگاه پيام نور استان مازندران

مقاله

سمیه براری‌پایین‌لموکی

دکتری مدیریت منابع انسانی

مجتبی طبری(دانشیار و هیات علمی دانشگاه) و مهرداد متانی (استادیار)

نقش کارآفرینی پایدار سبز در اقتصاد و جامعه اهمیت دارد، از آنجایی که دانشگاه و مؤسسات آموزش عالی نقش مهمی در توسعه یک جامعه دارند، لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل کارآفرینی پایدار سبز دانشگاه پیام نور استان مازندران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، توسعه­ای و از نظر روش، به صورت آمیخته کیفی و کمی انجام شد. جامعه آماری تحقیق در بخش کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی بود و روش نمونه گیری به صورت هدفمند تعداد 12 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 175 نفر از اساتید دانشگاه پیام نور استان مازندران بودند که با استفاده از جدول مورگان به تعداد 115 نفر به عنوان حجم  نمونه تعیین شدند و نمونه ها به صورت  تصادفی خوشه­ای انتخاب شدند. روش گردآوری اطلاعات در بخش کیفی مصاحبه ساختارمند با مدیران و خبرگان دانشگاه پیام نور استان مازندران و در بخش کمی پرسشنامه حاصل از مصاحبه بود که روایی آن با استفاده از روایی محتوایی، سازه، صوری و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ بالاتر 7/0 برآورد شد. برای تجزیه وتحلیل داده­ها از نرم افزار SPSS و Lisrel استفاده شد. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داده که مدل کارآفرینی دانشگاه‌ پیام نور استان مازندران در جهت ایجاد دانشگاه کارآفرین، شامل ابعاد توانمندسازی، حمایتی، ارتباطی، سازمانی و علمی به عنوان ابعاد دانشگاه کارآفرین می­باشد و به ترتیب بیشترین اهمیت را در بین ابعاد شناسایی شده دارند.

واژگان کلیدی: دانشگاه کارآفرین، کارآفرینی پایدار سبز، دانشگاه‌ پیام نور

Explaining the Model of Sustainable Entrepreneurial University in Payam Noor University of Mazandaran Province

 

Abstract

The role of sustainable green entrepreneurship is important in the economy and society since universities and higher education institutions play an important role in the development of society, so the present research was conducted to present a sustainable green entrepreneurship model of Payam Noor University in Mazandaran province. This research was carried out in terms of purpose, development, and in terms of method, in a mixed qualitative and quantitative way. The statistical population of the research in the qualitative part included academic and organizational experts, and 12 people were selected by purposive sampling. The statistical population in the quantitative part included 175 professors of Payam Noor University, Mazandaran province, who were determined to be 115 people as the sample size using Morgan’s table, and the samples were randomly selected in a cluster. The method of collecting information in the qualitative part was a structured interview with the managers and experts of Payam Noor University of Mazandaran province and in the quantitative part a questionnaire was obtained from the interview. 0.0 was estimated. SPSS and Lisrel software were used for data analysis. In general, the results of the research have shown that the entrepreneurship model of Payam Noor University in Mazandaran province, to create an entrepreneurial university, includes the dimensions of empowerment, support, communication, organization, and scientific dimensions of the entrepreneurial university, and the most important among the dimensions are identified respectively.

Keywords: entrepreneur university, green sustainable entrepreneurship, Payam Noor University

 

 

مقدمه

طی سال­های اخیر، ورود جوانان جویای کار و کاهش تقاضا برای نیروی کار بحران اشتغال را در کشورها تشدید نموده است (مدرسی سریزدی و همکاران، 1398). با توجه به میزان رشد جمعیت در دو دهه گذشته بیکاری را می­توان مهم­ترین چالش اجتماعی چند دهه آینده به حساب آورد (زیوری و همکاران، 1399). تردیدی وجود ندارد که نظام آموزش عالی سنگ بنای اصلی توسعه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع است. در دنیای کنونی تغییرات هر روز شتاب بیشتری به خود می­گیرند و این امر باعث ایجاد چالش­های جدیدی در جامعه می­گردد، لذا جهت رویارویی با شرایط و چالش­های جدید، توجه به توسعه قابلیت­های کارآفرینی و ترویج روحیه­ی آن در دانش آموختگان و حتی دانشجویان بسیار ضروری است (سخته و همکاران، 1397). هم چنین دولت­ها به این نتیجه رسیده­اند که برای کسب موفقیت اقتصادی در عرصه ملی و بین­المللی در عرضه خدمات و تولید محصولات در سازمان­ها و شرکت­ها نیاز مبرم به توسعه کارآفرینی است. کارآفرینی مفهومی است که تاکنون از دیدگاه­های مختلف مورد بررسی قرار گرفته و همه بر این باورند که کارآفرینی موتور محرک توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته است (پتی[1] و همکاران، 2021). سه دلیل مهم کشورها برای توجه به مقوله­ی کارآفرینی تولید ثروت، توسعه تکنولوژی و اشتغال مولّد است. از این رو یکی از عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی توجه خاص به تقویت نظام آموزشی دانشگاه­ها هستند (حجاریان، 1401). دانشگاه­ها می­بایست طوری برنامه­ریزی شوند که کارآفرینی را تقویت کنند، بنابراین نیاز به تغییر و تحول در ساختار، اهداف، نگرش و روش­های تدریس در دانشگاه­ها لازم و ضروری می­باشد (برقعی و همکاران، 1402). امروزه با گسترش عواملی از جمله جهانی سازی، رابطه صنعت و دانشگاه به سوی توسعه سریع بازار دانش، تغییر کرده است (نیومن[2]، 2022). از این رو، دانشگاه‌ها در حال تبدیل شدن به عناصر کلیدی نظام نوآوری هستند که کمک کننده به توسعه اقتصادی می‌باشند، هم به واسطه تعامل با صنایع موجود و هم به وسیله انواع تجاری سازی دانش، مثل تأسیس شرکت‌های جدید (ین[3] و همکاران، 2022). لذا اگر چه آموزش و پرورش به طور سنتی و از قدیم مأموریت اصلی دانشگاه‌ها بوده است، اما این موضوع، به تدریج و با ظهور دیدگاه‌های جدید درباره نقش آن‌ها در نظم تولید و بسط  دانش تغییر یافته است (زیوری و همکاران، 1399). دانشگاه‌های فعلی به طور فزاینده­ای در حال تغییر و حرکت از نقش اصلی و سنتی شان به عنوان عرضه­کنندگان آموزش به سمت یک سبک پیچیده­تر و چند وجهی با عنوان ” دانشگاه کارآفرینانه” هستند. این تغییر، با رفتار کار آفرینانه، مأموریت سوم دانشگاه، یعنی کارآفرین بودن را نشان می‌دهد (مصطفائی و همکاران، 1398). در حال حاضر، شرایط به گونه­ای است که دانشگاه‌ها از جمله دانشگاه‌های ایران دیگر نمی­توانند بر در آمدهای معمول و بودجه‌های دولتی که به آن‌ها اختصاص داده می‌شود تکیه نمایند، لذا نیازمند این هستند به منابع مالی متنوعی دسترسی یابند و راهکارهای جذب درآمد از منابع مختلف را بیابند، یکی از این راهکارها، حرکت به سمت کارآفرینی می‌باشد، ولی این تنها گام نیست و مرحله بعد از آن، این می‌باشد که آن‌ها باید بتوانند جایگاه و عملکرد و نحوه حرکت خود را در زمینه کارآفرینی دانشگاهی، ارزیابی نمایند و هرچه بیشتر در مسیر پیشرفت و ترقی گام بردارند (مرادزاده و همکاران، 1402). بنابراین، دانشگاه‌ها برای پاسخ به این موضوع، نیازمند یک مدل مناسب توانمندسازی کارآفرینی دانشگاهی می‌باشند (باشکوه و همکاران، 1401). مبحث کارآفرینی دانشگاهی در عملیاتی کردن کارکردهای دانشگاه و تحقق اهداف دانشگاه نقش اساسی دارد و صاحب نظران، کارآفرینی را شرط بقا و توسعه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی دانسته­اند؛ از طرفی این بقا را مشروط به پایداری سبز و ماندگاری دانسته­اند (اسکوردولیس[4] و همکاران، 2022). در همین راستا توجه به مدیریت سبز اهمیت دارد. مدیریت سبز به‌عنوان یک روش مدیریتی مدرن در سازمان با ایجاد یک فضای سیاست‌گذاری صحیح، بر ورودی‌ها و خروجی‌های سازمان کنترل و استفاده از فناوری‌های سبز را توصیه می‌کند (امیدی، 1402). کارآفرینی پایدار سبز را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: کسب‌وکاري که کالا و خدماتی را فراهم می‌کند که به حرکت در اقتصاد کمک کند و منجر به کاهش کربن و راندمان بیشتر منابع شود. کارآفرینی سبز شامل کسب‌وکارهایی در بخش محیط‌زیست (ازجمله بازیافت، مدیریت مواد زائد، مشاوره در زمینه کمک به محیط‌زیست و نظارت بر سازمان‌های فعال در عرصه محیط‌زیست)، فن‌آوری‌های مرتبط باانرژی­هاي تجدیدپذیر (ازجمله باد، موج، حرارت مرکزي زمین) و سوخت‌های جایگزین می‌باشد. کسب‌وکارهاي سبز مشاغلی‌اند که در فعالیت‌های اقتصادي درگیرند (نوری، 1402). جنبش و به حفاظت یا بازیابی محیط‌زیست و یا حفظ منابع طبیعی کمک می‌کنند (مصطفائی و همکاران، 1398). نتایج بررسی­ها نشان داد که در حوزه کارآفرینی دانشگاهی مطالعات متفاوتی انجام شد ولیکن در حوزه کارآفرین با رویکرد پایداری سبز مطالعه­ای مشاهده نشد. در همین راستا نتایج مطالعه باشکوه و پورامینی (1401) نشان داد که مولفه­های سیستم کارآفرینی دانشگاهی از درون­داد (رفتار کارآفرینانه)، فرآیند (ویژگی کارافرینان، فرهنگ و سبک رهبری) و برون داد (نتایج و دستاوردها) تشکیل می­یابد. همچنین نتایج مطالعه مدرسی سریزی و همکاران (1398) نشان داد که  مهم‌ترین مقوله‌های کلیدی در راستا توسعه دانشگاه کارآفرین شامل؛ استراتژی نوآورانه، رهبری کارآفرینانه، فعالیت‌های اقتصادی کارآفرینانه، فرهنگ کارآفرینانه، ساختار منعطف، سیاست‌های آموزشی- حمایتی، تأمین منابع، سازگاری با محیط نوآورانه و شبکه‌سازی می­باشد. در مطالعه پتی[5] و همکاران (2021) اظهار شد که رفتار کارآفرینانه دانشگاهی تأثیر مثبتی بر عملکرد سازمان­ها داشته و نوآوری در تدوین مدل­های کسب و کار می­تواند این رابطه را تعدیل نماید. در همین راستا اراستی[6] و همکاران (2018) با بررسی عوامل و سطوح رفتار کارآفرینانه دانشگاهی در اسپانیا، به این نتیجه رسیدند که در باب کارآفرینی دانشگاه­های اسپانیایی در چهار بُعد فعال هستند؛ جهانی سازی، استفاده از روش­های فعال و به روز، تعاریف صحیح استراتژی و مأموریت­ها و مدیریت تیمی. دولت­ها به این نتیجه رسیده­اند که برای کسب موفقیت اقتصادی در عرصه ملی و بین­المللی در عرضه خدمات و تولید محصولات در سازمان­ها و شرکت­ها نیاز مبرم به توسعه کارآفرینی پایدار است. از این رو یکی از عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی پایدار توجه خاص به تقویت نظام آموزشی دانشگاه­هاست. دانشگاه­ها می­بایست طوری برنامه­ریزی شوند که کارآفرینی را تقویت کنند، بنابراین نیاز به تغییر و تحول در ساختار، اهداف، نگرش و روش­های تدریس در دانشگاه­ها لازم و ضروری می­باشد. از طرفی ارائه مدل در خصوص کارآفرینی پایدار سبز، به جامعه این امکان را می‌دهد تا نقش محوری دانشگاه را در توسعه اقتصادی و اجتماعی منطقه­ای که در آن واقع شده، به ویژه از لحاظ ایجاد مشاغل و شرکت‌های فناوری جدید ارزیابی کند. قطعاً اتخاذ سیستم ارزیابی عملکرد، افراد را ترغیب می‌کند تا بهبودهای مثبت، فعال و پیاده سازی تغییر را دنبال کنند. طبق مطالب بیان شده و با توجه به اینکه با وجود اهمیت بالای این موضوع، هنوز خلأهای بسیاری از لحاظ تحقیقات در ان حوزه وجود دارد، به عنوان مثال؛ پیشرفت سریع در علوم مختلف و به ویژه در مدیریت و افزایش شدید رقابت بین دانشگاه‌ها و لذا نیاز به درک بهتر مفهوم کارآفرینی پایدار سبز دانشگاهی برای بقا و ماندگاری در جامعه امروزی است و نیز  درک صحیح­تر ماهیت کارآفرینی پایدار سبز دانشگاهی و گسترش ادبیات در حوزه کارآفرینی پایدار سبز منجر می­گردد. از دیگر اهمیت­های این مطالعه، توسعه و گسترش فرهنگ کارآفرینانه پایدار در دانشگاه‌ها و حرکت جامعه به سمت اقتصاد دانشی و دنبال آن کارآفرین شدن دانشگاه‌ها و نیاز مدلی برای توانمندسازی آن در خصوص اطمینان از صحیح بودن مسیر حرکت و نیز ضروری بودن انجام کارآفرینی برای بقای سازما‌های امروزی و به ویژه دانشگاه‌ها می­باشد. با توجه به اینکه سیاست وزارت علوم ایجاد استقلال در دانشگاه­هاست و بسیاری از دانشگاه­ها برای اینکه به استقلال برسند اقدامات گوناگونی را باید انجام دهند، محقق درصدد است تا با ارائه مدل دانشگاه کارآفرین با رویکرد پایداری سبز مسیر کاهش وابستگی دانشگاه خصوصا دانشگاه پیام نور را هموار کرده و احتمال رسیدن به این هدف را از این طریق افزایش دهد. لذا، در پژوهش حاضر، ارائه و تبیین مدل کارآفرینی به منظور ایجاد دانشگاه‌های کارآفرین پایدار سبز در دانشگاه پیام نور استان مازندران می‌باشد.

 

مبانی نظری

دانشگاه کارآفرین

دانشگاه کارآفرین با راهبردی سازمان یافته، دانش تولید شده خود را برای کاربرد به درون بخش‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه تزریق می‌کند همچنین توانایی نوآوری، تشخیص و ایجاد فرصت‌ها، کارتیمی، ریسک پذیری و پاسخگویی به چالش‌ها را فراهم کرده و نیز ساختار حمایتی را برای استادان، دانشجویان در جهت پذیرش ریسک‌های جدید تجاری و عقلائی فراهم می‌سازد (سلامزاده[7] و همکاران، 2022). بنابراین، دانشگاه کارآفرین به دنبال درک و شرح نوآوری‌ها و محصولات جدید می‌باشد که از دارایی‌های فکری دانشگاه به دست می‌آید و همزمان با تولید علم و گسترش مرزهای بشری نسبت به نیازهای محیط حساس است و با بهره گیری از خلاقیت و شیوه‌های تفکر هوشمندانه ضمن پاسخگویی سریع به این نیازها و برطرف کردن مشکلات، زمینه را برای توسعه پایدار کشور فراهم می‌سازد. ایجاد زمینه برای توسعه خلاقیت و نوآوری در نظام دانشگاهی، تجاری کردن دانش، استفاده از نتایج پژوهش‌های دانشگاهی و نوآوری در گسترش مرزهای دانش بشری از جمله کارکردهای اساسی آن به حساب می‌آیند؛ لذا گزینش رویکرد کارآفرینی راهی به سوی دانشگاه کارآفرینی است که فعالانه تلاش میکند تا در زمینه کسب و کارها به نوآوری بپردازد و همچنین می‌کوشد تا در شکل دادن آینده جامعه مثمرثمر باشد. بنابراین دانشگاهی نوآور، ریسک پذیر و پرورش دهنده رفتارهای کارآفرینانه است (کنینگ گام[8] و همکاران، 2022). به طور کلی، دانشگاه کارآفرین بر نقش خلاقانه، کاهش هزینه، تضمین کیفیت و انتقال دانش و تکنولوژی به بخش صنعت تأکید دارد و نه تنها در پاسخگویی به نیازها و انتظارات متنوع محیط خود موفق است، بلکه برنامه‌ها و فرآیندهای عملیاتی آن، رویکردی نوین برای فرهنگ کارآفرینی و تربیت و پرورش کارآفرینان می‌باشد و آن در سطح دانشگاه و جامعه، فرهنگ کارآفرینی را ایجاد و توسعه می‌دهدمتنوع محیط خود موفق است، بلکه برنامه‌ها و فرآیندهای عملیاتی آن، رویکردی نوین برای فرهنگ کارآفرینی و تربیت و پرورش کارآفرینان می‌باشد و آن در سطح دانشگاه و جامعه، فرهنگ کارآفرینی را ایجاد و توسعه می‌دهد؛ به آموزش کارآفرینی دانشجویان می‌پردازد تا آنها کارآفرین شوند و در بین اعضای هیأت علمی، کارکنان و دانشجویان، نگرش‌های کارآفرینانه ایجادکرده و مهارت‌های کارآفرینی را در بین آنها پرورش می‌دهد (سخته و همکاران، 1397).

 

مفهوم کارآفرینی سبز

کارآفرینی سبز را می‌توان این‌گونه تعریف کرد: کسب‌وکاري که کالا و خدماتی را فراهم می‌کند که به حرکت در اقتصاد کمک کند و منجر به کاهش کربن و راندمان بیشتر منابع شود. کارآفرینی سبز شامل کسب‌وکارهایی در بخش محیط‌زیست (ازجمله بازیافت، مدیریت مواد زائد، مشاوره در زمینه کمک به محیط‌زیست و نظارت بر سازمان‌های فعال در عرصه محیط‌زیست)، فن‌آوری‌های مرتبط باانرژی هاي تجدید پذیر (ازجمله باد، موج، حرارت مرکزي زمین) و سوخت‌های جایگزین می‌باشد (نیومن، 2022). کسب‌وکارهاي سبز مشاغلی‌اند که در فعالیت‌های اقتصادي درگیرند. جنبش و به حفاظت یا بازیابی محیط‌زیست و یا حفظ منابع طبیعی کمک می‌کنند. کارآفرینی سبز را می‌توان عملاً در هر کشوري در سرتاسر دنیا یافت. در بریتانیا، یک گزارش، پارلمانی بیان می‌کند که انتقال به اقتصاد سبز نیازمند بهتر شدن کل اقتصاد است و همه کسب‌وکارها باید تا حدي “سبز” شوند. در استرالیا و نیوزیلند، کسب‌وکارهاي سبز این‌گونه تعریف می‌شوند: مدیران، کارکنان حرفه‌ای و مشاورانی که در سازمان‌های سبز کار می‌کنند یا مهارت‌ها و مسئولیت‌های سبزي درون سایر سازمان‌ها دارند. تحقیقات مرتبط انجام‌شده توسط موسسه محیط‌زیست استرالیا و نیوزیلند، سازمان بین‌المللی کار و برنامه محیط‌زیست ملل متحد کسب‌وکار سبز را چنین تعریف کرده‌اند: فرصت‌های شغلی در کشاورزي، صنعت کارخانه‌ای، ساخت‌وساز، تأسیسات، تعمیر و نگهداري و فعالیت‌های علمی و فنی، مدیریتی و خدماتی که به‌طور اساسی در حفاظت و احیاي دین و مکملان کارآفرینی سبز را به‌عنوان، محیط‌زیست نقش دارند سازمان بین‌المللی کار فرایند تعیین و بهره‌برداری از فرصت‌های اقتصادي که در بازار سازگار با محیط رو به شکست‌اند، می‌دانند (اسکوردولیس و همکاران، 2022).

 

مؤلفه‌های شاخص دانشگاه کارآفرین پایدار سبز

یکی از محورهای مهمی که در بحث دانشگاه کارآفرین وجود دارد، بحث چگونگی کارآفرین شدن پایدار سبز و انجام اقدام‌های کارآفرینانه توسط دانشگاه است (میا[9] و همکاران، 2022). نیومن (2022) نیز اعتقاد دارد در مسیر تبدیل دانشگاه‌ها به مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز لازم است آنها ابعاد ساختاری، مدیریتی و فرهنگی خود را متحول کرده و با گسترش زیرساخت‌های مورد نیاز، زمینه را برای ایفای کارکردهای جدیدتر فراهم کنند. زیوری و همکارانش در سال 1399 بعد از تحلیل عاملی عوامل برگرفته شده از مطالعه کارآفرینی (حمایت مدیریت، ساختارسازمانی و خطرپذیری) در نهایت آنها را در سه گروه، تحت عناوین حمایت مدیریت، ساختارسازمانی، پاداش و دسترسی به منابع تقسیم بندی کردند. افزون بر این، نتایج مطالعات انجام شده نیز نشان می‌دهند که موفق نبودن دانشگاه‌ها در ارتقاء به سازمان کارآفرین پایدار سبز تا حد زیادی به طبیعت ذاتی سازمان­های بزرگ از جمله؛ ماهیت غیرشخصی روابط، ساختار سلسله مراتبی، فرهنگ سازمانی، محافظه کارانه، نیاز به کنترل و پایبندی به قوانین و شیوه‌ها و روشهای نامناسب بودن جبران خسارت برمی­گردد (مدرسی سریزدی، 1398). با توجه به متداخل بودن ابعاد ارائه شده توسط محققان مختلف، در یک دسته بندی بهتر، میتوان گفت، آنچه که دانشگاه کارآفرین پایدار سبز را از سایر مدل های سنتی دانشگاهی متمایز می‌کند، ابعادی مانند؛ ساختار، فرهنگ و مدیریت رایج سازمان است. این عوامل به طور منفرد و نیز به طور ترکیبی؛ پیش شرط‌ها و مقدمه‌های مهمی برای ارتقای دانشگاه به سازمان کارآفرین پایدار سبز به شمار می­روند، زیرا محیط داخلی سازمانی را متأثر می‌سازند، محیطی که تمایل به اقدامات کارآفرینانه و حمایت از آن­ها را در یک سازمان تعیین می­کند (انجلا[10] و همکاران، 2022). یکی از محورهای مهمی که در بحث دانشگاه کارآفرین وجود دارد، بحث چگونگی کارآفرین شدن و انجام اقدام‌های کارآفرینانه توسط دانشگاه است (براری پائین لموکی و همکاران، 1402). محققان نیز اعتقاد دارند در مسیر تبدیل دانشگاه‌ها به مدل دانشگاه کارآفرین لازم است آنها ابعاد ساختاری، مدیریتی و فرهنگی خود را متحول کرده و با گسترش زیرساخت‌های مورد نیاز، زمینه را برای ایفای کارکردهای جدیدتر فراهم کنند. نیومن در سال 2022 بعد از تحلیل عاملی عوامل برگرفته شده از مطالعه کارآفرینی (حمایت مدیریت، ساختارسازمانی و خطرپذیری) در نهایت آن­ها را در سه گروه، تحت عناوین حمایت مدیریت، ساختارسازمانی، پاداش و دسترسی به منابع تقسیم بندی کردند. افزون بر این، نتایج مطالعات انجام شده نیز نشان می‌دهند که موفق نبودن دانشگاه‌ها در ارتقاء به سازمان کارآفرین تا حد زیادی به طبیعت ذاتی سازمان­های بزرگ از جمله؛ ماهیت غیرشخصی روابط، ساختار سلسله مراتبی، فرهنگ سازمانی، نیاز به کنترل و پایبندی به قوانین و شیوه‌ها و روش­های نامناسب بودن جبران خسارت برمی­گردد(انجلا[11]و همکاران، 2022)

با توجه به متداخل بودن ابعاد ارائه شده توسط محققان مختلف، در یک دسته بندی بهتر، می­توان گفت، آنچه که دانشگاه کارآفرین را از سایر مدل­های سنتی دانشگاهی متمایز می‌کند، ابعادی مانند؛ ساختار، فرهنگ و مدیریت رایج سازمان است. این عوامل به طور منفرد و نیز به طور ترکیبی؛ پیش شرط‌ها و مقدمه‌های مهمی برای ارتقای دانشگاه به سازمان کارآفرین به شمار می­روند، زیرا محیط داخلی سازمانی را متأثر می‌سازند، محیطی که تمایل به اقدامات کارآفرینانه و حمایت از آنها را در یک سازمان تعیین می­کند (مدرسی سریزدی، 1398). نیومن برای ایجاد دانشگاه کارآفرین پایدار خاطر نشان کرده است از یک سو دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی باید خود را با تغییرات بیرونی وفق دهند و به فعالیت­های بازارپسند دست بزنند و از سوی دیگر، موقعیت تحقیقات پایه و ارزش­ها و هنجارهای مربوط به این وظیفه کانونی دانشگاه را حفظ کنند. وی دیدگاه خود را در این زمینه با مطرح نمودن منابع فشار برای تغییر و دگرگونی ارائه می‌دهد. به عقیده نیومن، عواملی چون افزایش تعداد دانشجویان، تقاضای مهارت آموزی در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی از سوی افراد متخصص، درخواست نتایج بهتر با پول و هزینه کمتر و گسترش فوق­العاده دانش از منابع عمده فشار برای ایجاد تغییر و تحول در دانشگاه­ها و مؤسسات آموزش عالی می‌باشند. پیش فرض نیومن این است که شیوه‌های فعال برای غلبه بر فشارهای مذکور، صرفا متوجهی اعضای هیأت علمی و دانشکده‌ها نبوده بلکه ایجاد ساختار منظم سازمانی همه جانبه برای دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، ضروری است. همچنین پذیرش بنیان اداری منسجم و توانایی برنامه ریزی یکپارچه برای بخشهای مختلف دانشگاه، لازم است (نیومن، 2022). به زعم نیومن، دانشگاه کارآفرین پایدار از پنج مؤلفه کلیدی تشکیل شده است:

  1. ساختار منعطف و توانمندی: دانشگاه کارآفرین نیاز دارد تا در واکنش به تقاضا و نیاز در حال تغییر محیط انعطاف پذیرتر شود. این انعطاف­پذیری امکان پذیری نمی­شود مگر ایتکه ابعاد ساختاری دانشگاه تغییر کند. در یک ساختار منعطف باید از رسمیت و میزان قوانین و مقررات استاندارد آن کاسته شود؛ پیچیدگی سازمان کاهش یابد؛ یعنی دانشگاه درصدد کاهش سطوح سازمان، تعداد عناوین شغلی و نیز پراکندگی محل‌ها و مناطق جغرافیایی برآید و برای افزایش سرعت تصمیم گیری، عدم تمرکز و ساختار غیرمتمرکز را در پیش گیرد. دانشگاه باید شرایطی را مهیا کند که اطلاعات و ارتباطات به صورت شفاف در سازمان جریان یابد و در واقع ارتباطات دو طرفه از بالا به پایین و بالعکس ایجاد شود. کنترل در سازمان از کنترل شدید به کنترل کلی تبدیل شود و در این مورد باید تعادلی از کنترل شدید به کنترل کلی تبدیل شود و در این مورد باید تعادلی از کنترل شدید و ضعیف در سازمان ایجاد شود.
  2. فرهنگ کارآفرینانه منسجم و حمایتی: ضروری است دانشگاه برای کارآفرین شدن، فرهنگ کارآفرینانه پایدار را در خود نهادینه و حمایت سازد. این امر از طریق شناسایی، حمایت و رشد استعدادهای خلاق، توسعه فرهنگ کاری در بین اعضای هیأت علمی و کارکنان، ایجاد و تقویت یادگیری سازمانی، ایجاد تحول در ارزش­ها و باورهای اعضاء ایجاد فرهنگ کارگروهی و ارتقای سطح مشارکت جمعی و حمایتی آن­ها صورت می‌پذیرد.
  3. تعامل مستمر با محیط و ارتباط با دیگران: به عقیده نیومن، یکی از مهمترین مؤلفه‌ها برای دانشگاه کارآفرین، موضوع تعامل مستمر با محیط و ارتباط با دیگران است. دانشگاه باید با صنعت و جامعه ارتباط برقرار کند. در این نقش، دانشگاه باید موانع ارتباط با محیط را برطرف کند و به تبادل انرژی و مواد با محیط پرداخته و از محیط بازخورد دریافت کند تا بر مبنای آن بتواند برای اقدامات اصلاحی لازم در روشها و محتوای آموزشی تلاش کند.
  4. چشم انداز مشترک و راهبرد آینده نگر علمی: چشم انداز مشترک علمی، منبع الهامی عظیم و غنی است که افراد را برمی انگیزد تا کارشان را در حد استاندارد و بالاتر از آن انجام دهند، سبب شادی و نشاط شده و سازمان را از روزمرگی نجات دهند، چنین چشم اندازی، شهامت و شجاعت افراد را در مواجهه با مسائل و مشکلات افزایش می‌دهد و کمک می‌کند تا اعضا با حداکثر توان در جهت دستیابی به چشم انداز سازمان تلاش کنند و با استفاده از راهبرد آینده نگر در جستجوی فعالانه موفقیت و ایجاد کسب و کارهای مخاطره آمیز جدید باشند.
  5. توجه به نیروی انسانی و سازمانی: دانشگاه باید به نیروی انسانی و سازمانی خود به عنوان منبع کلیدی نگریسته و در جهت نگهداری و حمایت از آن حداکثر تلاش خود را انجام دهد. در این نقش، دانشگاه باید اصل ابتکار عمل را در خود تقویت و فضایی ایجاد کند تا از فعالیتهای نوآورانه افراد حمایت و پشتیبانی شود (نیومن، 2022). از سوی دیگر به زعم میا و همکاران، 2022 (2022) عناصر کلیدی در ظهور دانشگاه کارآفرین پایدار شامل: سازماندهی گروهی پژوهشی (یا پژوهش گروهی)، ایجاد مبنایی پژوهشی با پتانسیل تجاری، توسعه مکانیسم‌های سازمانی، به این منظور که پژوهش را به بیرون از دانشگاه به عنوان سرمایه فکری حفاظت شده به جنبش درآورد، قابلیت سازمان دادن شرکت­ها در درون دانشگاه، یکپارچگی عناصر دانشگاهی و کسب و کار به درون قالب­های نوینی چون مراکز پژوهشی صنعت دانشگاه هستند. دو عنصر اول درون ساختار دانشگاه پژوهشی به حساب می‌آیند. عنصر سوم بخشی از نوع انتقال از پژوهش به مدل‌های دانشگاهی کارآفرینانه است و عنصر چهارم و پنجم نیز از جمله خصوصیات ویژه دانشگاه کارآفرین به حساب می‌آیند (میا و همکاران، 2022).

 

عوامل تبدیل دانشگاه‌ها به دانشگاه‌های كارآفرین پایدار سبز

محدودیت‌های بودجه‌های عمومی باعث افزایش تقاضا برای جواب‌گویی دولت در تمامی مصارف بودجه‌ای خود، از جمله بودجه مصرف شده برای دانشگاه‌ها شده و به دنبال آن ارزیابی عملكرد دانشگاه‌ها رواج پیدا كرده است. از جمله عوامل درون دانشگاهی تأثیرگذار بر این تحولات عبارتند از: پدیدار شدن تحقیقات بین رشته‌ای كه باعث بروز تنش‌هایی در ساختارهای دانشگاهی و شاید ضعیف‌تر شدن ارتباط آموزش و تحقیق شده است؛ ضعف در زیرساخت‌های دانشگاهی؛  افزایش فشار در جهت آموزش بیشتر كه منجر به حركت به سمت نظام آموزش عالی با انبوه دانشجویان شده است (نیومن، 2022). در واقع در این كشورها، دانشگاه‌ها مواجه با محیطی با ناپایداری فزاینده، رشد تقاضا برای آموزش عالی، بین‌المللی شدن آموزش، تحقیق و توسعه همكاری‌های نزدیك‌تر با صنعت و عرصه اقتصاد، عدم وابستگی به مكان تولید و توزیع دانش و ایجاد مزیت‌های جدید برای صنعت جهت تولید دانش‌های نوین، اهمیت یافتن تولید دانش برای رقابت‌پذیری و نوآوری هستند (مصطفائی و همکاران، 1398).

 

شاخص­های دانشگاه کارآفرین پایدار سبز

همان طور كه بیان شد از ویژگی­های سازمان­های كارآفرین پایدار سبز داشتن فرهنگ انعطافپذیر یا كارآفرینانه است. در این فرهنگ، هنجارها و باورهـایی تاییـد مـی­شـود كـه بتـوان بـا آن علائم موجود در محیط را شناسایی و تفسیر كرد و بـر آن اسـاس واكـنش مناسـب از خـود شان داد. سازمان­های كارآفرینانه پایدار سبز با خطرپذیری و تمركـز بـر آینـده و مرزهای سازمانی منعطف و ارتباط­هـای بـاز و مكـرر در تمـامی جهـات توصـیف شده است (حجاریان، 1400). چنین سازمانی میتواند در برابر طرح­های جدید به سرعت از خـود واكـنش نشان داده و تـوان آن را دارد كـه تجدیـد سـاختار كـرده و بـرای انجـام یـك كـار جدیـد، مجموعه رفتارهای جدیدی را در پیش بگیرد. سازمان­هایی كـه فرهنـگ و ساختار غیرقابل انعطاف دارند، برای ایجاد همكاری و وحـدت در دوران بحــران، دچـار آشـفتگی می‌شـوند. لكـن سـازمان­هـایی كـه امكـان برقـرار كـردن روابـط غیررسـمی و انعطاف­پذیر را در ساختار خود پیش­بینی می‌كنند، عوامل مثبت و اثرگذاری برای ترغیـب و رشد خلاقیت و نوآوری در سازمان خود ­به وجود مـی­آورنـد (براری پائین لموکی و همکاران، 1402). در واقع چنین سازمان­هایی ساختار كارآفرینانه پایدار سبز دارنـد. سـازمانی سـاختار كارآفرینانـه پایدار سبز دارد كـه قوانین و مقـررات، شـرح وظـایف، میـزان اختیـارات محـول شـده در تـصمیم­گیـری دارای بیشترین انعطاف­پذیری و در راستای توانمندسـازی زیر مجموعـه­ی سـازمانی باشـد و ایـن اجازه به كاركنان داده شود تا با استفاده از ابتكارات و خلاقیتهای فردی و سازمانی ضمن درنظر گرفتن اهداف شغلی و سازمانی بـرای بهبـود ماموریـت واحـد مربـوط تـلاش كننـد (دری سده و همکاران، 1400).

 

چالش­های دانشگاه کارآفرین پایدار سبز

چالش­ها و موانع کارآفرینی پایدار سبز دانشگاه­ها را می­توان در سه دسته جای داد: موانع محیطی شامل: (فقدان رقابت، وجود گروه­های ذینفع متعدد و تعیین مأموریت خارج از سازمان)؛ موانع داخلی شامل: (مدیریت ارشد، عدم تفویض اختیار، دوگانگی و تعدد اهداف) و موانع منتج از این دو شامل: (فرهنگ محافظه­کاری، تغییر مکرر مدیریت، تعریف سنتی از موفقیت، ادامه سازمان با وجود کارآمد نبودن) می­باشد (حجاریان، 1401). ارتباط و تعامل اثربخش و همکاری­های متقابل میان نهادهای دانشگاه و صنعت مستلزم انجام مطالعات و ایجاد زیرساخت­هایی است که بتواند مسیر همواری را برای همکاری فراهم کند که متأسفانه در کشور ما چالش­ها و موانع فراوانی وجود دارد؛ که تقویت همکاری­ها در سه ضلع اصلی این مثلث که در برگیرنده دانشگاه، دولت و صنعت می­باشد را به عنوان مقوله­ای اساسی و استراتژیک در کشور با مشکل مواجه نموده است (زیوری و همکاران، 1399). به سختی می­توان در ساختار سیستم آموزشی فعلی جایی برای آموزش کارآفرینی در زمینه­ای غیر از بازرگانی یا مهندسی یافت، از سوی دیگر برای گسترده کردن کارآفرینی پایدار سبز در تمام رشته­های تخصصی، غیر از حوزه­های مذکور به مطالعات کارآفرینی عمیق در تمام دانشکده­ها نیاز است. کمبود تعداد دانشکده­های کارآفرین معضل مهمی در راستای دانشگاه­های کارآفرین می­باشد که دو مشکل عمده را شامل می­شود: اولین مشکل به کمبود دانشگاه­های کارآفرین پایدار سبز مربوط می­شود که در تمامی رده­های دانشگاهی محسوس است. دومین مسأله در مورد فقدان مقاطع تحصیلی بالا (کارشناسی ارشد و دکتری) در این زمینه است، که خود به خود باعث می­شود تا از داشتن دانشکده­ای که کاملاً مربوط به رشته کارآفرینی است، محروم بود (مدرسی سریزدی و همکاران، 1398).

 

پیشینه تحقیقات

باشکوه و پورامینی در سال 1401 در پژوهشی به تبیین مدل رفتار کارآفرینانه دانشگاهی با رویکرد سیستمی پرداخته­اند. یافته­ها نشان داد؛ سیستم کارآفرینی دانشگاهی در قالب 7 مقوله اصلی، 29 مقوله فرعی و 110 مفهوم استخراج شد. مولفه­های سیستم کارآفرینی دانشگاهی از درون داد (رفتار کارآفرینانه)، فرآیند (ویژگی کارافرینان، فرهنگ و سبک رهبری) و برون داد (نتایج و دستاوردها) تشکیل می­یابد.

مدرسی سریزی و همکاران در سال 1398 در پژوهشی به ارائه مدل دانشگاه کارآفرین با رویکرد فرا ترکیب پرداختند. نتایج تحلیل نشان داد مهم‌ترین مقوله‌های کلیدی شناسایی‌شده شامل؛ استراتژی نوآورانه، رهبری کارآفرینانه، فعالیت‌های اقتصادی کارآفرینانه، فرهنگ کارآفرینانه، ساختار منعطف، سیاست‌های آموزشی- حمایتی، تأمین منابع، سازگاری با محیط نوآورانه و شبکه‌سازی است که در سه رده عوامل اصلی، زمینه‌ای و محیطی دسته‌بندی شدند و درنهایت پس از طی مراحل هفت‌گانه پژوهش مدل جامع دانشگاه کارآفرین تدوین گردید.

مصطفایی و همکاران در سال 1398 در پژوهشی به طراحی مدل دانشگاه کارآفرین برای دانشگاه‌های آزاد اسلامی غرب ایران پرداختند. نتایج نشان‌دهنده بیست و یک مقوله شامل منابع انسانی، پایه‌های اقتصادی، سیاست‌های سازمانی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، آموزش و پژوهش کارآفرینانه، استراتژی دانشگاه، نگرش سازمانی کارآفرینانه، جو سازمانی کارآفرینانه، ریسک‌پذیری، تغییر ماهیت آموزش عالی، اعتبار و جایگاه دانشگاه، تهیه سند کارآفرینی، بهبود محیط کسب و کار، ارتباط دانشگاه با جامعه، مواضع قانونی، اکوسیستم‌های کارآفرینی، سیاسی‌کاری، بین‌المللی شدن دانشگاه، رضایت ذی‌نفعان و تجاری‌سازی دانشگاه بود که در شش طبقه اصلی شامل شرایط علی، پدیده محوری، عوامل زمینه‌ای، شرایط مداخله‌گر، راهبردها و پیامدها در قالب مدل پارادایمی قرار گرفت.

میلا و همکاران (2022)، در پژوهش خود تجارب و چالش‌های دانشگاه کارآفرین را در خاورمیانه بررسی کرده­اند و به این نتایج دست یافتند که عوامل شخصیت کارآفرینانه برای کارآفرین شدن کافی و قابل تعمیم پذیری نیست. در نتیجه علاوه بر این که دانشجویان دانشگاه باید به ویژگی‌های ذاتی داشته باشند. بلکه باید تمایل به ریسک پذیری جهت کارآفرین شدن را نیز بیاموزند.

اسکوردولیس و همکاران (2022)، پژوهشی را با موضوع ” یک مدل کارآفرینی دانشگاهی برای مؤسسات بین المللی آموزش عالی” به انجام رساندند. مدل نهایی حاصل از تحقیق شامل چهار مفهوم ساختار اثر بخش مدیریت و عملیات، ارائه آموزش‌های توزیع شده، کارآفرینی و روح نوآورانه و بین المللی سازی به عنوان روح و هسته استراتژیک بوده است. آن­ها همچنین دریافتند که ساختار سازمانی دانشگاه و فرهنگ کارآفرینی در سراسر آن تسهیل کننده تحولات راهبردی کارآفرینی در آموزش عالی هستند.

پتی و همکاران (2021) در پژوهشی تحت عنوان رفتار کارآفرینانه و عملکرد شرکت: نقش میانجی نوآوری مدل کسب وکار، به بررسی رفتار کارآفرینانه و نقش آن در عملکرد شرکت پرداختند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد؛ رفتار کارآفرینانه دانشگاهی تأثیر مثبتی بر عملکرد سازمان­ها داشته و نوآوری در تدوین مدل­های کسب و کار میتواند این رابطه را تعدیل نماید.

گیوبیون[12] و همکاران (2018) نیز بامطالعه اثربخشی برنامه­های آموزشی کارآفرینانه در مؤسسات آموزش عالی، به این نتیجه رسید؛ تفاوت­های زیادی بین اولویت­های درسی و آموزشی دانشجویان وجود داشته که این تفاوت­ها باید از طریق ایجاد هماهنگی دوره­های آموزشی با موضوعات کارآفرینی کمتر شود.

اراستی[13] و همکاران (2018) با بررسی عوامل و سطوح رفتار کارآفرینانه دانشگاهی در اسپانیا، به این نتیجه رسیدند؛ در باب کارآفرینی دانشگاههای اسپانیایی چهار بعد فعال هستند؛ جهانی سازی، استفاده از روشهای فعال و به روز، تعاریف صحیح استراتژی و مأموریت­ها و مدیریت تیمی. بااین حال در دانشگاه­های اسپانیایی به زمینه­های قانونی واداری، بودجه­های بخش کارآفرینی و آموزش کارکنان کمتر توجه شده بود.

 

روش تحقیق

پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع توسعه­ای بوده و از نظر روش گردآوری داده­ها به صورت آمیخته (کیفي- کمّي) از نوع اکتشافی محسوب مي­شود.  جامعه آماری بخش کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و اساتید هیأت علمی دانشگاه‎ها در رشته مدیریت و مدیرانی که درسطوح بالای دانشگاه سوابق کاری شایسته داشتند، بود. جامعه آماری بخش کمی نیز شامل كلیه اساتید رسمی دانشگاه پیام نور استان مازندران به تعداد 175 نفر بود.  تعداد نمونه آماری در بخش کیفی (طراحی مدل دانشگاه کارآفرین) برای هیأت خبرگان علمی، 12 نفر با خصوصیات عضویت هیات علمی، سابقه حداقل 15 سال مدیریت و سابقه پژوهشی حداقل 5 سال و سابقه اجرایی حداقل 5 سال در نظر گرفته شد.  در بخش کمی نیز از افراد جامعه که به تعداد 175 نفر بودند، نمونه‎گیری صورت پذیرفت كه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 115 نفر انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای بخش کیفی (انتخاب افراد هیأت‎های تخصصی دلفی)، روش نمونه‎گیری زنجیره‎ای یا گلوله برفی لحاظ شد و برای بخش کمی اساتید دانشگاه پیام نور استان مازندران از روش نمونه‎گیری خوشه‎ای استفاده گردید بدین گونه که کلیه واحدهای دانشگاه در سطح استان مازندران به عنوان خوشه‌ها در نظر گرفته شده و از این تعداد 6 واحد از شرق، مرکز و غرب استان به صورت تصادفی انتخاب شده­اند و در نمونه‌گیری استفاده شدند. در خصوص چگونگی مراحل جمع آوری داده‎ها و روش دلفی (نظر سنجی از اعضای گروه صاحب‎نظران) به روش زیر اقدام شد. پس از بررسی ادبیات موضوع و مطالعه پژوهش‎های مرتبط و طراحی چارچوب اولیه، سپس ابعاد و معیارها و شاخص‎های بدست آمده، در قالب یك پرسشنامه بر اساس طیف لیكرت 10 گزینه‎ای برای خبرگان ارسال شد. برای مناسب بودن اجزای مدل مقیاس 10 گزینه ای به دو بخش 1 تا 5 (كمتر از متوسط) به مفهوم نامناسب و 6 تا 10 (متوسط و بزرگتر) به مفهوم مناسب دسته‎بندی شد. در مرحله اول ابتدا فهرست سطح‎ها، ابعاد و شاخص‎های مدل در اختیار اعضای دلفی قرار گرفت تا در مورد آن‌ها اظهار نظر نمایند. همچنین از آن‌ها خواسته شد كه نظرات خود را در قالب پیشنهاد یا اصلاح شاخص به مجموعه اضافه كنند. پس از جمع آوری نتایج تعدادی از گزینه‎ها حذف، تعدادی تركیب و بخشی اضافه و یا در سطح‎ها ابعاد دیگر قرار داده شد و مجدداً ساختار اصلاح شده طی دو مرحله به اعضا ارائه و نتایج جمع‎بندی شد. در پایان هر مرحله، پژوهشگر با توجه به نظرات خبرگان دلفی، اصلاحات لازم را انجام می‎داد. نتایج حاصله هر مرحله در مرحله بعدی به خبرگان گزارش داده شد (میانگین، مد و میانه نتایج در اختیار گروه‎های پنل قرار گرفت). نهایتأ در دور سوم پنل به یك اتفاق نظر مناسب رسید. با توجه به نتایج حاصله و تائید سطح‎ها، ابعاد و شاخص‎های مرحله آخر، پرسشنامه نهایی مشخص شد. پرسشنامه مطالعه حاضر، در قالب 61 گویه و 5 بُعد اصلی توانمندسازی (18 گویه)، حمایتی (9 گویه)، ارتباطی (11 گویه)، سازمانی (11 گویه)، علمی (12 گویه) طراحی گردید. همچنین با توجه به استفاده از پرسشنامه‎های محقق ساخته، روایی و پایایی پرسشنامه‎ها مورد آزمون قرار گرفت. بر اساس جدول شماره 1 مشخص مي‌شود كه مقدار آلفا برای تمام سازه‌ها دارای مقداری بالاتر از 7/0 است كه نشان‌دهنده اعتبار پرسشنامه و برداشت فكری مناسب و یكسان پاسخگویان از محتوای متغیر‎های مربوط به هر سازه است.

جدول 1- مقدار آلفای کرونباخ برای متغیرهای اصلی

بُعد مولفه آلفای کرونباخ
 

توانمندسازی

بسترسازی 89/0
مهارت آموزی 87/0
نیازسنجی 86/0
 

حمایتی

تسهیلات 91/0
ظرفیت سازی 79/0
فرهنگ سازی 82/0
 

ارتباطی

همکاری 86/0
ارتباط تجاری 78/0
انگیزش 81/0
 

سازمانی

 

آینده نگری 85/0
مدیریتی 89/0
ساماندهی 84/0
 

علمی

تشکیل کارگروه علمی 88/0
هدایت آموزشی 86/0
هدایت پژوهشی 78/0

در پژوهش حاضر در بخش آمار توصیفی، شاخص‎های آماری نظیر فراوانی، درصد، میانگین و در بخش آمار استنباطی، آمار پارامتریک به كار گرفته‌شده است. در این تحقیق پس از استخراج اطلاعات، داده‌های آماری خلاصه و طبقه‌بندی گردید که این کار با تشکیل جداول توزیع فراوانی و با استفاده از نرم‌افزار spss نسخه 20 و اسمارت Lisrel صورت گرفت.

 

یافته­های تحقیق

جدول 2، نتايج آزمون بارتلت و كيسر- مي ير و اوكلين مربوط به بعد توانمندسازی دانشگاه کارآفرین پایدار سبز را نشان می­دهد. نتايج جدول (2) نشان مي­دهد كه تمامي پيش فرض­هاي مورد نياز و مربوط به استفاده از روش تحليل عاملي رعايت شده است. آزمون كيسر- مي ير و اوكلين شاخصي براي كفايت نمونه است. بر اساس آزمون مذكور مي­توان ميزان تعلق متغير­ها به يكديگر (عليت عاملي) و در نتيجه مناسب بودن آن­ها را براي تحليل عاملي تشخيص داد و هم مناسب بودن هر متغير را به تنهايي مشخص كرد. با توجه به اينكه مقدار آن برای متغیر توانمندسازی برابر با 892/0، حمایتی برابر با 774/0، ارتباطی برابر با 865/0، سازمانی برابر با 824/0، علمی برابر با 845/0 مي­باشد، لذا قضاوت در مورد آن در حد عالي گزارش مي­شود. در آزمون كرويت بارتلت، فرض همبستگي بين سوالات مورد بررسي قرار مي­گيرد. با توجه به مقدار مجذور كاي و سطح معناداري برای متغیر توانمندسازی برابر با  (01/0P< و 1099𝜒2=)، حمایتی برابر با ( 01/0P< و 461/384𝜒2=)، ارتباطی برابر با ( 01/0P< و 623/564𝜒2=)، سازمانی برابر با ( 01/0P< و 300/633𝜒2=)، علمی برابر با ( 01/0P< و 742/724𝜒2=) نتيجه گرفته مي­شود كه بين سوالات همبستگي وجود دارد. از اين رو ادامه و استفاده از ساير مراحل تحليل عاملي جايز است.

جدول 2- نتايج آزمون بارتلت و كيسر- مي ير و اوكلين

متغیر پيش فرض مقدار
مقدار كيسر- مي ير و اوكلين(كفايت حجم نمونه) 892/0
توانمندسازی آزمون كرويت بارتلت مقدار مجذور كاي 1099
درجه آزادي 153
سطح معناداري 000/0
حمایتی مقدار كيسر- مي ير و اوكلين(كفايت حجم نمونه) 774/0
آزمون كرويت بارتلت مقدار مجذور كاي 461/384
درجه آزادي 36
سطح معناداري 000/0
ارتباطی مقدار كيسر- مي ير و اوكلين(كفايت حجم نمونه) 865/0
آزمون كرويت بارتلت مقدار مجذور كاي 623/564
درجه آزادي 55
سطح معناداري 000/0
سازمانی مقدار كيسر- مي ير و اوكلين(كفايت حجم نمونه) 824/0
آزمون كرويت بارتلت مقدار مجذور كاي 300/633
درجه آزادي 55
سطح معناداري 000/0
علمی مقدار كيسر- مي ير و اوكلين(كفايت حجم نمونه) 845/0
آزمون كرويت بارتلت مقدار مجذور كاي 742/724
درجه آزادي 66
سطح معناداري 000/0

جدول 3 مقادير ويژه ، واريانس عامل­ها و درصد واريانس تجمعي آن­ها را نشان مي­دهد. توان پيشگوئي ابعاد دانشگاه کارآفرین پایدار سبز بر اساس مجموع درصد واريانس تجمعی عامل­ها برای متغیر توانمندسازی برابر با 631/64 درصد، حمایتی برابر با 035/73 درصد، ارتباطی برابر با 466/70 درصد، سازمانی برابر با 834/72 درصد و علمی برابر با 166/73 درصد است.

جدول 3- نتايج بررسي سهم واريانس هر يك از معیارهای مربوط به دانشگاه کارآفرین پایدار سبز

شماره مولفه نام مولفه مربعات بارهاي استخراج شده
واريانس كل درصد واريانس درصد واريانس تجمعي
توانمندسازی بسترسازی 331/4 061/24 061/24
مهارت آموزی 944/3 914/21 975/25
نیازسنجی 358/3 656/18 631/64
حمایتی ظرفیت سازی 197/2 414/24 414/24
تسهیلات

 

189/2 3225/24 739/48
فرهنگ سازی

 

187/2 296/24 035/73
ارتباطی همکاری 908/2 439/26 439/26
انگیزش 726/2 783/24 223/51
ارتباط تجاری 117/2 243/19 466/70
سازمانی آینده نگری 607/3 794/32 794/32
مدیریتی 256/2 512/20 306/56
ساماندهی 148/2 528/19 834/72
علمی تشکیل کارگروه علمی 934/2 453/24 453/24
هدایت آموزشی 923/2 357/24 810/48
هدایت پژوهشی 923/2 356/24 166/73

 

نتایج مربوط به نیکویی برازش مدل برازش داده شده در جدول 4 نشان داده شده­اند. سطح معناداری آزمون خی-دو که اشباع بودن مدل ساختاری را مورد آزمون قرار می­دهد برای این مدل، بزرگتر از خطای نوع اول 05/0 بدست آمده و در نتیجه می­توان در این سطح خطا پذیرفت که مدل برازش داده شده، تمامی ارتباطات معنادار بین متغیرها و شاخص­های آن­ها را در بر گرفته است و در سطح خطای 05/0 مدل اشباع در نظر گرفته می­شود. اشباع بودن مدل، نشان از عدم وجود ارتباطات معنادار دیگر در مدل دارد. همچنین شاخص­های نیکویی برازش GFI و AGFI در این مدل بزرگتر از مقدار قراردادی 9/0 برآورد شده­اند که نشان از توان بالای مدل در تبیین ارتباط بین متغیر­های مزبور دارد. همچنین شاخص­های RMR و RMSEA که مربوط به مقدار خطای مدل مربوطه در پیش بینی مقادیر صحیح مشاهدات می­باشد، مقادیر کوچکی بوده­اند که نزدیکی آن­ها به صفر نشان دهنده خطای اندک مدل در تبیین ارتباطات می باشد. در نتیجه نتایج مدل قابل استناد و معتبر می­باشد و مدل به نیکویی برازش یافته است.

جدول 4- نتایج نیکویی برازش مدل

RMR GFI AGFI P-Value RMSEA
038/0 092/0 090/0 94/77 693/0 000/0

نمودار مدل معادلات ساختاری آزمون شده به منظور شناسایی مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز برای حالت تخمینی استاندارد و برای حالت معناداری در شکل­های 1 و 2 نشان داده شده است. با توجه به نتایج بدست آمده از مدل معادلات ساختاری در نرم افزار Lisrel شاهد این بودیم که کلیه روابط عاملی در نظر گرفته شده دارای مقدار آماره آزمون بزرگتر از 96/1 بوده و تعلق مولفه­ها به ابعاد و تعلق ابعاد به مفهوم اصلی یعنی مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز مورد تایید قرار گرفته است. در بین ابعاد تایید شده مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز، بعد حمایتی با بار عاملی 84/0، بعد سازمانی با بار عاملی 79/0، بعد ارتباطی با بار عاملی 77/0، بعد توانمندسازی با بار عاملی 75/0، بعد علمی با بار عاملی 71/0، و به ترتیب میزان تعلق بیشتری نسبت به سایر ابعاد به مفهوم مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز داشته­اند.

شکل 1- نمودار مدل معادلات ساختاری آزمون شده مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز در حالت تخمینی استاندارد

شکل 2- نمودار مدل معادلات ساختاری آزمون شده مدل دانشگاه کارآفرین پایدار سبز در حالت معناداری

 

نتیجه‌گیری

نتایج این مطالعه در خصوص مدل دانشگاه كارآفرين پایدار سبز در دانشگاه پيام نور استان مازندران نشان داد که 5 بعد کلی توانمندسازی، حمایتی، ارتباطی، سازمانی و علمی شناسایی شد. همچنین 15 مولفه بسترسازی کارآفرینی، مهارت آموزی کارآفرینی، نیازسنجی کارآفرینی، ظرفیت سازی کارآفرینی، تسهیلات کارآفرینی، فرهنگ سازی کارآفرینی، همکاری کارآفرینی، انگیزش کارآفرینی، ارتباط تجاری کارآفرینی، آینده نگری کارآفرینی، مولفه مدیریتی کارآفرینی، ساماندهی کارآفرینی، تشکیل کارگروه علمی کارآفرینی، هدایت آموزشی کارآفرینی و هدایت پژوهشی کارآفرینی نیز به عنوان مولفه‌های دانشگاه کارآفرین شناسایی و بین 5 بعد اصلی توزیع شدند. به هر یک از مولفه‌های شاسایی شده شاخص‌هایی اختصاص یافت که در مجموع 61 شاخص بین این مولفه‌ها توزیع شد. نتایج حاصل از این پژوهش با نتایج تحقیقات رحمانی و همکاران از بعد سازمانی همسو می­باشد. حجاریان (1401) در مطالعه خود بیان داشت از آنجا که اکثریت دانشگاه­ها در تطابق با مولفه­های کارآفرینی، ضعیف و درحد دانشی و هنجاری هستند، با اینکه جامعه ما نیز به لحاظ داشتن دانشگاه­هایی، با ظرفیت بسیار بالایی جهت استفاده از مزایای دانشگاه ازجمله نبروی انسانی متخصص و متعهد به خصوص پرسنل کارآفرین اعضای هیات علمی برای توسعه بیشتر در ابعاد مختلف می­باشد. همچنین نتایج این پژوهش با نتایج تحقیقات مصطفائی و همکاران (1398) از بعد علمی و ارتباطی همسو می­باشد. فرامرزی نیا و همکاران در سال 1396 در مقاله خود با کنکاشی منظم در زمینه­ی سیر تحول و تکامل مدل­های دانشگاهی، به بررسی علل و عوامل تبدیل دانشگاه­ها به دانشگاه کارآفرین پرداخته و با بررسی مدل­ها، ویژگی­ها و مولفه­های نظریه­های دانشگاه کارآفرین، درصدد است درک و شناخت بیشتری از این مفهوم ارایه نماید. نتایج این پژوهش با نتایج تحقیقات زیوری و همکاران (1399) همسو می­باشد. از نتایج مطالعه زیوری و همکاران (1399) چنین استنتاج می­شود، مدل دانشگاه کارآفرین از منظر کار آفرینی سازمان شامل مؤلفه­های کیفیت دانش آموختگان، انتشار یافته­های علمی، جذب منابع مالی، قرردادهای پژوهشی، ثبت اختراع، ایجاد کسب و کارهای زایشی، ایجاد پارک علم و فناوری، فرهنگ سازمانی کارآفرینانه، ساختار سازمانی منعطف، رویکرد کارآفرینانه­ی اساتید، مدیریت کلان، محتوای دروس و ویژگی­های دانشجویان است. رسیدن به توسعه ملی از برنامه­ها و اهداف کلیه­ی کشورهای در حال توسعه می­باشد، برای رسیدن به این امر مهم ناگریز به استفاده از توانمندی­های درونی با مدل های علمی مبتنی بر دانش می­باشیم. اقتصاد نوظهوری که تأکید آن صنایع کوچک با درآمدزایی بسیار می­باشد. صنعت و دانشگاه کارآفرین، مرتبط و هماهنگ با هم از ابزارهای رسیدن به این هدف می­باشد (دری سده و همکاران، 1400). تجارب کشورهای توسعه یافته نشان می‌دهد که کارآفرینی برای توسعه مناطق و بخش‌های مختلف یک کشور ضروری است؛ بنابراین می‌توان با برانگیختن افراد جامعه به سوی کارآفرینی با استفاده از تشویق‌ها و اهرم‌های مختلف، تعداد کسب و کارهای کارآفرینانه را افزایش داد. دانشگاه به مثابه نهادی محوری در جامعه، می‌تواند در توسعه و ارتقای کارآفرینی مشارکت حیاتی و نقش تعیین کننده ای داشته باشد (مدرسی سریزدی و همکاران، 1398). اما افزون برنقش عمومی تربیت نیروی انسانی متخصص و تولید دانش، نقش‌های ویژه ای هم برای دانشگاه کار آفرین تعریف می‌شود که صاحب نظران به بررسی و تببین آن‌ها پرداخته­اند. برای دولتمردان و تصمیم گیران کلان جامعه در کشورهای توسعه یافته آشکار شده است که با کارکرد جدید، دانشگاه‌ها نقش مهمتری در توسعه اقتصادی و فناوری جامعه خواهند داشت؛ زیرا دانشگاه‌ها در نقش جدید با تجاری ساختن دانش و همچنین راه اندازی شرکت‌های دانشگاهی به طور مستقیم، منابع درآمدی جدیدی برای خود ایجاد و با افزایش شهرت از طریق فرصت‌ها و فعالیت‌های فوق برنامه، دانشجویان مستعدی را جذب می‌کنند و همچنین با داشتن اعضای هیئت علمی بیشتر و با بهره­وری بالاتر از طریق نفوذ تجاری در دنیای کسب وکار، نقش مستقیمی در توسعه ایفا می­کنند (زِنگ[14] و همکاران، 2022). بعضی از دانشگاه‌های معروف و معتبر دنیا مهمترین و بزرگترین افتخارات خود را ایجاد نوآوری در کالا و یا تولید محصولات جدید می‌دانند. امروزه نوآوری در تولید محصولات برای دانشگاه‌ها بزرگترین افتخار محسوب می‌شود.

بر اساس نتایج پیشنهاد می‌شود همایش‌ها و کنفرانس‌هایی در دانشگاه با مضمون دانشگاه کارآفرین برگزار گردد و همچنین  پیشنهاد می‌شود رویکرد کارآفرینی در منشوری تحت عنوان منشور کارآفرینی سازمان قرار داده شود و نیز پیشنهاد می‌شود تدابیری اندیشیده شود تا به بخش‌های مختلف دانشگاه وظایفشان در زمینه کارآفرینی اطلاع رسانی شده و همچنین ارزیابی عملکرد کارآفرینی هر واحد بصورت مقطعی مورد توجه قرار گیرد.

 

منابع

امیدی، فریدون. (1402). شناسایی و رتبه بندی عوامل موثر بر حمایت مصرف کننده از کسب و کارهای سبز در منطقه آزاد اروند با تکنیک TOPSIS. فصلنامه مدیریت سبز. 3(1): 123-139.

باشکوه، محمد؛ پورامینی، زهرا. (1401). تبیین مدل کارآفرینی دانشگاهی با استفاده از رویکرد سیستمی (مورد مطالعه: دانشگاه محقق اردبیلی)، پژوهش در نظام­های آموزشی، 16(56): 64-75.

براری پائین لموکی، سمیه؛ طبری، مجتبی؛ متانی، مهرداد. (1402). تبیین نقش جهت‌گیری کارآفرینانه سبز دانشگاه در شکل‌گیری خلاقیت سبز دانشجویان کارآفرینی، فصلنامه علمی پژوهشی توسعه کارآفرینی، 16(1): 47-59.

برقعی، زهرا؛ سعیدی، پرویز و سمیعی، روح اله. (1402). الگوی کارآفرینی سازمان مبتنی بر توسعه ی پایدار و روابط ارزش آفرین. فصلنامه مدیریت سبز. 3(1): 76-94.

حجاریان، احمد. (1401). بررسی چالش­ها و موانع توسعه کارآفرینی سبز از دیدگاه خبرگان و ذینفعان (مطالعه موردی: جوامع روستایی سواحل مکران)، راهبردهای کارآفرینی در کشاورزی، 18(9): 115-125.

دری سده، سولماز؛ توکلی، مرتضی. (1400). موانع توسعه اقتصاد سبز در کارآفرینی مناطق روستایی استان اصفهان. پژوهش‌های جغرافیای اقتصادی، 2(6): 24-39.

زیوری، امینه؛ محمدی خیاره، محسن و مظفری، رضا. (1399). مروری سیستماتیک بر عوامل اقتصادی موثر بر کارآفرینی، فصلنامه رشد فناوری، 16(32): 1-12.

سخته، شقایق و کریمی، آصف. (1397). عوامل موثر بر نوآوری باز در کارآفرینی دیجیتال، توسعه کارآفرینی، 11(4): 719-737.

مدرسی سریزدی، سیده جمیله؛ عباس پور، عباس؛ غیاثی ندوشن، سعید و سخدری، کمال. (1398). ارائه الگوی دانشگاه کارآفرین با رویکرد فرا ترکیب، آموزش عالی ایران، 11(1): 67-98.

مرادزاده، مجاهد؛ کشته گر، عبدالعلی و ایمانی، عبدالمجید. (1402). طراحی مدلی برای تبیین مسئولیت­های اجتماعی دانشگاه­ها با رویکرد کارآفرینی. فصلنامه مدیریت سبز. 3(1): 95-122.

مصطفائی، سیدمحمدرضا؛ ملکیان، فرامرز؛ کاویانی، الهام و کرم افروز، محمد جواد. (1398). طراحی الگوی دانشگاه کارآفرین براساس نظریه داده بنیاد (مطالعه موردی: واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی غرب ایران)، مدیریت و برنامه ریزی در نظام های آموزشی، 12(2)، 41-74.

نوری، مرجان. (1402). تحلیل عوامل موثر بر مشارکت اجتماعی زنان در توسعه پایدار (مطالعه موردی: استان گلستان). فصلنامه مدیریت سبز. 3(1): 156-171.

Anghel, G. A., & Anghel, M. A. (2022). Green Entrepreneurship among Students—Social and Behavioral Motivation. Sustainability, 14(14), 8730.

Cunningham, J. A., Lehmann, E. E., & Menter, M. (2022). The organizational architecture of entrepreneurial universities across the stages of entrepreneurship: a conceptual framework. Small Business Economics, 59(1), 11-27.

Errasti, N., Bezanilla, M-J., García-Olalla, A., Auzmendi, E., and Paños J. (2018). Factors and maturity level of entrepreneurial universities in Spain. International Journal of Innovation Science, 1-27.

Gyu Byun, C., Soo Sung, C., Park, J.Y., & Soo Choi, D. (2018). A Study on the Effectiveness of Entrepreneurship Education Programs in Higher Education Institutions: A Case Study of Korean Graduate Programs. Journal of Open Innovation: Technology, Market, and Complexity, 4(26), 1-14.

Mia, M. M., Rizwan, S., Zayed, N. M., Nitsenko, V., Miroshnyk, O., Kryshtal, H., & Ostapenko, R. (2022). The impact of green entrepreneurship on social change and factors influencing AMO theory. Systems, 10(5), 132.

Neumann, T. (2022). Impact of green entrepreneurship on sustainable development: an ex-post empirical analysis. Journal of Cleaner Production, 377, 134317.

Pati, R., Ghobadian, A., Nandakumar, M. K., Hitt, M. A., & O’Regan, N. (2021). Entrepreneurial behavior and firm performance: The mediating role of business model novelty, R&D Management, 1-17.

Salamzadeh, Y., Sangosanya, T. A., Salamzadeh, A., & Braga, V. (2022). Entrepreneurial universities and social capital: The moderating role of entrepreneurial intention in the Malaysian context. The International Journal of Management Education, 20(1), 100609.

Skordoulis, M., Kyriakopoulos, G., Ntanos, S., Galatsidas, S., Arabatzis, G., Chalikias, M., & Kalantonis, P. (2022). The mediating role of firm strategy in the relationship between green entrepreneurship, green innovation, and competitive advantage: the case of medium and large-sized firms in Greece. Sustainability, 14(6), 3286.

Yin, C., Salmador, M. P., Li, D., & Lloria, M. B. (2022). Green entrepreneurship and SME performance: The moderating effect of firm age. International Entrepreneurship and Management Journal, 18(1), 255-275.

Zeng, J., & Ren, J. (2022). How does green entrepreneurship affect environmental improvement? Empirical findings from 293 enterprises. International Entrepreneurship and Management Journal, 18(1), 409-434.

[1] Pati

[2] Neumann

[3] Yin

[4] Skordoulis

[5] Pati

[6] Errasti

[7] Salamzadeh

[8] Cunningham

[9] Mia

[10] Anghel

[11] Anghel

[12] Gyu Byun

[13] Errasti

[14] Zeng

نویسنده
عبدلله شهمیر شورمستی
عبدالله (علی ) شهمیر شورمستی ـــ مدیرمسئول پایگاه خبری شمال تحلیل ـــ پژوهشگر،تحلیلگر،خبرنگار ـــ تحلیلگر حوزه اجرایی و مدیریتی ـــ مشاور فرماندار شهرستان سوادکوه ـــ استخدام رسمی امداد و نجات هلال احمر ــــ کارشناس ارشد مدیریت ✅ کسب رتبه اول در بخش مقاله و یادداشت در جشنواره رسانه ای شمال ایران ( مازندران ـــ گیلان ــــ گلستان ) ✅ کسب رتبه دوم در بخش مصاحبه در جشنواره رسانه ای شمال ایران ( مازندران ـــ گیلان ــــ گلستان ) ✅کسب رتبه قابل تقدیر در جشنواره مطبوعاتی شمال ایران(حاشیه دریای خزر) ✅کسب رتبه دوم در تحلیل و مقاله و یادداشت در جشنواره مطبوعاتی مازندران ـــ رئیس خانه مطبوعات شهرستان سوادکوه وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد ـــ مسئول خانه مشارکت مردم در سلامت شهرستان سوادکوه وابسته به شبکه بهداشت و درمان سوادکوه و دانشگاه علوم پزشکی مازندران ـــ نائب رئیس خانه مشارکت مردم در سلامت استان مازندران وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران ۰۹۱۱۵۷۸۹۳۶۴
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *